تکید

خرید بک لینک
تکید

شکوفه یِ لذیذِ امید ،

تکید در پیاده رو ها

موهای سفید

و آسیاب شد

گوشت هایِ خیابان

دسته ،

دسته ماشین ها

بسته ،

بسته نامه هایِ آن دنیا

و ما ،

آاااااااااه لامذهب ..!

لامروت..!

کجایِ تن ات آواز نخواند تیر های چراغ برق

و ادیسون ، گراهامبل

واااای وااای تنم

خانم پستار ...!

تکید ، شکوفه ی لذیذ امید

و من در هوای تن ات

افتاده ام در انتظارِ استیکری اخمو

پیامی هر چند بی ربط

هر چند موهوم

شبیه اینکه، چگونه احساسات من را

در فیبر های نوری

آش و لاش کرده اند.؟

اعتراض دارم آقایِ ادیسون

چرا فکر نکردی که تنها به لامپ ختم نمی شود.!؟

چرا احمق ..!؟

چرا.!؟

من اعتراض دارم

به اینترنت های پر سرعت

که با شتابِ نور

چیزی شبیه امید را به جوش می آورد

و در صدم ثانیه ای

دوباره من را مایوس می کنند

هی 'On line'

و هی 'Last seen recently' ...

به فاک رفتم ،

در نقطه ای هستم

که فرکانس های طبیعی دنیا

به فرکانس های اعصابم نزدیک شده اند

در حال ریزشم

در اثرِ پدیده یِ تشدید

در اثر زنگ زدنِ فولاد هایِ وجدان ات

در اثرِ هولناک « بی تفاوتی ات»

در اثرِ برخورد با سرنوشت

در اثرِ خودم، دچارِ فروپاشی ام...!

تکید

آخرین ،

آخرین ،

آخرین گلبرگ هایِ امید

و من در آخرین فرو ریختگی هم اعتراض دارم

اعتراض دارم به آپشن هایِ بی رحمِ تلگرام که درک نمی کنند حال من را

که اگر درک می کردند به دروغ هم شده بود می گفت : ' ... ls typing '

لامروت ، لامذهب، لا کردار ...

برخورد کرد سرم به دیوار

دستِ خودم نبود

و خون فواره گرفت روی صفحه ی گوشی

روی قالیِ دست بافِ ترکی

روی تنِ نازک کاریِ دیوار ،

نوشته بودی : «خداحافظ» ،

دست خودت نبود ،

بعد : 'last seen a long time ago'

و محو شد عکسِ پروفایلت

چه کار عاقلانه ای ...

منِ دیوانه و «خداحافظی» تو

منِ دیوانه و تنهایی تو

منِ دیوانه و گوشی و بعد از تو

منِ دیوانه و سیگارِ «ماربرو»

منِ دیوانه و مسیر های پیاده رو

منِ دیوانه و چتر و پالتو

منِ دیوانه و «اسکرین شاتِ» عکس های تو ...

تکید

شکوفه یِ لذیذِ امید

تکید در پیاده رو ها

موهای سفید

تند تند طی کردنِ عرضِ خیابان ها

تند تند نگاه به خودم

نه به اینطرف و آنطرفِ خیابان ها

تند تند داشت نزدیک می شد

من نقطه ای تاریک در شب در خیابان

ندید من را و اییییی دنگ

تصادف

تصادف

بریزید دور و برم

و عکس های سلفی بگیرید با جنازه ام

احمق های مشمئز

و بریزید دو رو برم و فیلم های خنده دار بگیرید از جنازه ام

بریزید دو رو برم و کلمات احمقانه ی تاسف بارتان را نثارم کنید

آخ طفلکی

آخ جوانمرگ

آخ ستونِ فقراتِ مادرش

وای تعلیق در صورتِ بیگناهِ پدرش

آخ زنش

آخ سگش

آخ بچه اش ...

آخ پرونده یِ نیمه کاره یِ اداره یِ برق...

هوی تخم سگ مگه کور بودی؟

هوووووی حرامزاده ی بچه پولدار

برو خر برون

برو گوسفند هایِ بابات رو بچروون

خب ندید مرا ..!

چرا فحش می دهید به آقا زاده یِ ژل زده یِ درد ندیده ..!

و هفت دقیقه تمام زندگی ام را مرور کردم :

« هیچ چیزِ قابل عرضی نیست »

تنها ، تنهایی ام و کفش هایم

و لباس هایِ بی گناهِ گله گشادم

و زخم هایِ ناچیزِ عصب رسیده ام ...

هفت دقیقه را

اتاق خواب ، موبایل و خیابان

بهتر به یاد می آورند...

بعد ، «مرگ» ...

می گویند وقتی مُردم

صفحه ی گوشی روشن شد

نوشته بودی :

«عزیزم ...
ببخش، اعصابم خورد بود.. کجایی الان.!؟»

2×2=5...

ما را در سایت 2×2=5 دنبال می‌کنید

برچسب: تکید, نویسنده: بازدید: 3 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 8:09

صفحه بندی